تنهایی
...
نشستی
نگاه کردی
و
خوابت برد
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
می ترسم از روزی که تو/از روزگار من بری!(حسین نیک بخت کتولی)(ح.نون.کاف)
...
نشستی
نگاه کردی
و
خوابت برد
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
پایم در تله ات گیر کرد/
و تا تو به شکارگاه بیایی
بدنم/
سرد شده بود/
ح.نون.کاف
هیج جای درنگ نبود
برایت بوق زدم...
ح.نون.کاف
تو معنی جهاد یک ستاره ای...
علیه آسمان بی قواره ام...
ح.نون.کاف
حوصله ام
سر
رفت!
ح.نون.كاف
حسين نيك بخت كتولي
بزرگت کردم
آنقدر که زیر پایت له شدم!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
کاش بند پوتینت را
محکمتر
می بستی
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
سنگ می تپید
فرهاد بودن کار هرکسی نیست!!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
حسین نیک بخت کتولی
را
در تو جست و جو می کنم
و
تو
آرام آرام
به بهشت می روی!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
گوشه ای
بیتوته کرده ام!
باد پرچم دولت تورا
می افشاند...
و خانه کوچک مرا
خراب می کند!!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
در
چشمانت دیدم
رویایم را به تو سپردم
"گم" شد!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
پ.ن: گاهی بعضی چشم ها دروغ می گویند!
کاش سیب لعنتی را گاز نمی زدی
در بهشت
دائما
حوصله ام
سر
می رود!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
یک روز دیگر هم گذشت
و هنوز
باد
خاکسترت را نبرده است!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت
چشم خواهم بست/
دست خواهم شست/
بغض خواهی داشت
اشک خواهی ریخت/
داد خواهی زد/
...
شوق خواهد داشت!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
"الهه ای بودی که زود بی اعتبار شد"
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
مرا می جوید....
و من
می ترسم در حسرت یک اندیشه کزایی.... داوطلبانه قربانی شوم
می ترسم از دیاگرام سقوط...
از مرگ یک تکامل /
می ترسم از کوری
خدایا کجای راه را سر سری آمده ام؟
*نوشته از خودم
سیاهچال چشم تو
مرا
به زنجیر کشیده است!
احتمالا
مرگ مرموزی خواهم داشت!
حسین نیک بخت کتولی
ح.نون.کاف
نبودی
ندیدمت...
...
دلم تنگ شد
و چشمانم /خود را/به کوری/زدند
حسین نیک بخت کتولی
ح.نون.کاف
دستاهایم یخ می کند...
اه..
خیابان لعنتی...
چنار های بیهوده
کلاغ های سیاه زشت مسخره....
وقتی
تو بودی
این خیابان
اینقدر
طولانی
نمی شد!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
زیبا نوشت:
ويلي : تو اينجا چكار مي كني؟
چارلي : خوابم نمي برد. قلبم داشت آتش مي گرفت.
ويلي : خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستي! بايد يه چيزي راجع به ويتامين و اين حرفها ياد بگيري.
چارلي : اون ويتامين ها چه فايده اي داره؟
ويلي : اونا استخوناتو درس مي كنن.
چارلي : آره، اما قلب آدم كه استخون نيست.
مرگ فروشنده / آرتور ميلر / ترجمه : ع. نوريان
عینکت را بردار!
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
نه نوری از من به تو می رسد
نه با من میتوانی
"بیرون"
را تماشا کنی....
آدمیزاد چقد زود پیر می شود....
ح.نون.کاف
حسین نیک بخت کتولی
را
له كردم...
به پايم چسبيدي ...
ريشه كردي
و ميوه ات
قلبم
را
تسخير كرد
حسين نيك بخت كتولي
ح.نون.كاف
دهانش بوی سیب می داد...
معلوم بود از بهشت رانده شده است!

حسین نیک بخت کتولی
ح.نون.کاف
آغوش
عمیقم
را
با
چشمانت
پر کن
خسته ام
از
سراب بودن!
مربوط نوشت:
حق دارم
متاثر باشم از تو
این ویژگی یک انسان
عاشق است!
حسین نیک بخت کتولی
ح.نون.کاف